باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

خوابهای طلایی

1392/2/7 22:00
نویسنده : میم
339 بازدید
اشتراک گذاری

چند روز پیش صبح که از خواب بیدار شدی از خوابی که دیده بودی برایم گفتی انقدر زیبا بود که دلم نیومد اینجا در موردش ننویسم خواب دیدی توی آسمونی نزدیک ستاره ها انقدر نزدیک که با دست کوچکت میتونستی بچینیشون برق ستاره چشماتو کمی اذیت میکرد و ابرها رو که به شکل نهنگ و ... شده بودن از نزدیک نگاه میکردی جالب اینه که انقدر خوابت برات واقعی بود که اصرار داشتی خواب نبوده

دخترکم امیدوارم سراسر زندگیت پر باشه از این خوابهای طلایی

                                            ستاره

دیشب ستاره ها را
یکی یکی شمردم
بعد از کمی شمارش
خود را به خواب سپردم
در خواب دیدم ستاره
برده با خودش مرا
رفته بودم آسمان
آن بالا بالا بالا
بعدش دیدم خودم را
در خانه مان دوباره
از خواب پریده بودم
و رفته بود ستاره

نسترن بهروزنیا

 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

باران زندگی
8 اردیبهشت 92 9:50
دنیای کودکم زیباست با رویایش با خوابهایش با بازیهایش با پاکی نگاهش دنیای بارانم زیباست به زلالی قلب پر احساسش
mamanebaran
8 اردیبهشت 92 12:15
الهيييييييييييييييييييييييييييييي فرشته كوچولوي من ، خوش به حالت كه خواب به اين قشنگي ديدي ، فدات بشم كه ستاره هارو ميچيدي ، عاشقتمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
مامان دخترا
8 اردیبهشت 92 15:21
ای جونم که با چشمای خوشگلش خواب هم دیده.عزیزم!
الناز و حسین و باران
9 اردیبهشت 92 1:10
عزیزم چه خواب نازی دیده.الهی همیشه زندگیش پر باشه از ستاره های طلایی
نوشين مامان آريا
9 اردیبهشت 92 9:21
عزيزم دلم خواب هاتم مثل خودت قشنگ و دوست داشتنيه. هزار تا بوس براي باران خوشگل و ناز
مریم مامان باران
15 اردیبهشت 92 3:07
عزیزم چه خواب قشنگی !فقط یه کوچولوی پاک میتونه همچین خوابی ببینه ! نازی